داغونم ... خراب خراب خراب
به نام یگانه همدم تنهایی عاشقان
کاش دزدان عاشقی را از وجوم می ربودند تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم ان
کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه
کرد عشق را الوده کرد !!! اوتمام هستیم را محو یک عشق معما گونه کرد
(داغونم ... خراب خراب خراب )

چون نهالی سست می لرزد ... روحم از سرمای تنهایی
می خزد درظلمت قلبم .... وحشت دنیای تنهایی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 6:29 توسط یه عاشق ...
|
سلام دوست گلم ... به کلبه من خوش اومدی ... اینجا هیچ قانوی نداره یه جای دور یه جای پرت ... که یه آلونک ساختم و حرفایی رو که تو دلمه مینویسم و فریادشون می زنم ... عاشق این یار با وفا هستم عاشق تنهایی عاشق این کلبه ... !!!! ؟؟؟ راستی رفیق خواستی از این کلبه تنهایی بری یه ردی (یادگاری) از خودت برام جابزار که خیلی خوشحالم می کنی ...!!