دلم عجیب هواتو کرده ...
کنار پنجره می آیم
نسیم تبسم تو جاریست
قاصدکها آمده اند
در رقص باد و یاد
سبز
سپید
سرخ...
و این آخرین قاصدک
چقدر شبیه لبخند خداحافظی توست!

كاش ميشد هيچ کس تنها نبود
کاش ميشد ديدنت رويا نبود
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
ساليان سال تنها مانده ام
شايد اين رفتن سزاي من نبود
من دعا کردم براي بازگشت
دست هاي تو ولي بالا نبود
باز هم گفتي که فردا ميرسي
کاش روز ديدنت فردا نبود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 2:30 توسط یه عاشق ...
|
سلام دوست گلم ... به کلبه من خوش اومدی ... اینجا هیچ قانوی نداره یه جای دور یه جای پرت ... که یه آلونک ساختم و حرفایی رو که تو دلمه مینویسم و فریادشون می زنم ... عاشق این یار با وفا هستم عاشق تنهایی عاشق این کلبه ... !!!! ؟؟؟ راستی رفیق خواستی از این کلبه تنهایی بری یه ردی (یادگاری) از خودت برام جابزار که خیلی خوشحالم می کنی ...!!