<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یه عاشق تنها </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com</link>
<description>چون عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود...ندانستم که این دریاچه موج خون فشان دارد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Aug 2023 18:42:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>گذران زندگی باعشق  ....</title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/43</link>
<description>ج✍️:این که میگذرد زندگی نیست ، ما هستیم که درگذر از این زمان هستیم گاه تلخ گاه شیرین گاه بی تفاوت ... با هر طلوع و غروب این زندگی همچنان لبخند بزنید و لذت ببرید از این مسیر پر از عشقتان ، بی منت مهربان باشید و محبت کنید و باعث حال خوب عزیزان و هرکس که شما را می بیند ، چون این رسالتی است که از طرف کائنات به قلب پر از عشق تک تک ما سپرده شده است .... هیچ وقت تاریک‌ترین شب ها نیز ماندگار نبوده اند و محکوم به رفتن و شکست هستند وباز نور زیبای خورشید میدرخشید بر</description>
<pubDate>Thu, 17 Aug 2023 18:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>صادق باشیم ...</title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/42</link>
<description>✍️: امروز صبح که با صدای نم نم باران از خواب بیدار شدم حالی عجیب داشتم روحم به لطافت قطرات باران بود و جسمم به سبکی نسیم صبح گاهی ، بازهم دستم قلمش را در آغوش گرفت و شروع به نگاشتن کرد : از خودم پرسید: زندگی چه میگوید؟ معنی واقعی زندگی چیست؟! برای منی که نه از فلسفه چیزی می دانم و نه منطقی می گنجد در کلامم ... چقدر بی استدلال ذهنم پیش میرود و جسمم روزگارش را تکراری سپری میکند در عالم تنهایی خود ...</description>
<pubDate>Mon, 23 May 2022 13:15:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/42</guid>
</item>
<item>
<title>زمستون تن عریون باغچه چون بیابون ...</title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/41</link>
<description>زمستون تن عریون باغچه چون بیابون / درختا با پاهای برهنه زیر بارون / نمیدونی تو که عاشق نبودی/ چه سخته مرگ گل برای گلدون / گل و گلدون چه شبها / نشستن بی بهانه / واسه هم قصه گفتن عاشقانه/ چه تلخه چه تلخه / باید تنها بمونه قلب گلدون / مثل من که بی تو / نشستم زیر بارون زمستون / زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه/ بهاره زمستون و برای تو همیشه / تو مثل من زمستونی نداری / که باشه هر لحضه اش چشم انتظاری / گلدون خالی ندیدی / نشسته زیر بارون / گلای کاغذی داری تو گلدون /</description>
<pubDate>Thu, 09 Sep 2021 12:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/41</guid>
</item>
<item>
<title>ای دریغ و حسرت همیشگی! </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/40</link>
<description>حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی : وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه باخبر شوی لحظۀ عزیمت تو ناگزیر می شود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود دیر می شود! اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت ن بودي .</description>
<pubDate>Fri, 05 Jan 2018 11:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
<item>
<title>عاشقم من ... </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/39</link>
<description>بازم دلم گرفته و به رسم قدیم ها اومدم کلبه تنهاییم و یه آهنگ قدیمی و کلی خاطرات تلخ و شیرین دورو برم رو گرفته ... ( حالمان خراوه ) عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم آرزویی جز تو در سر ندارم عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم آرزویی جز تو در سر ندارم من به لبخندی از تو خرسندم مهر تو ای مه آرزومندم بر تو پایبندم از تو وفا خواهم من ز خدا خواهم تا به رهت بازم جانا تا به تو پیوستم از همه گسستم بر تو بنا سازم جان</description>
<pubDate>Sat, 09 Dec 2017 07:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/39</guid>
</item>
<item>
<title> هوام تویی ... </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/38</link>
<description>بعد از سالها اومدم اینجا چه روزهایی که گذشت و قدرشون رو ندونستم چه زود دیر می شود ... تقدیم به مخاطب خاص دلم ... فقط واسه یه لحظه عاشقم باش می خوام با این ثانیه دل خوش باشم یه لحظه با تو و دیگه مهم نیست تا آخر دنیا اگه تنها شم هوام تویی صدام تویی غم توی قلبم تویی اون کسی که می خوام تویی تو هوام تویی برام تویی همه ماجر ا م غمی که نمی کنه راهام تویی تو ♫♫♫ اون که اسمش داره قلبم و می لرزونه تویی حال بد دله بد حالم و می دونه تویی اونی که باید بره اما نمی تونه</description>
<pubDate>Fri, 17 Nov 2017 20:26:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>میشود باران ببارد ... </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/37</link>
<description>می شود باران ببارد؟ همین امشب! قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم! و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم قول می دهم فقط بویش را حس کنم! اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم قول می دهم برایش شعر نگویم فقط... می شود؟ امشب.... ؟ خدایا دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است ... بعد از مدت ها اومدم بنویسم و گرد و خاکی از سرو روی کلبه کنار بزنم .... انتظار سهم همیشگی دل من ...</description>
<pubDate>Fri, 28 Feb 2014 11:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
<item>
<title>قاصدک خیلی تنهام ... </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/36</link>
<description>سلام تابحا ل یه قاصدک توی دستت گرفتی ؟ دیدی چقدر نرم وخوشگله ؟ چر ا وقتی یه قاصدک رو از زمین برمیداری زودی اونو فوت میکنی تا دوباره بره بالا ؟ اگه ایندفعه یه قاصدک دیدی واسه چند لحظه نگهش دار کمی بهش نگاه کن ! نمی خواهی چیزی بهش بگی ؟ شنونده ی خوبی واسه حرف دل توست ... می دونم دلت گرفته ...من برات سنگ صبورم چی شد ه تنها نشستی ؟ ...مثل تو ازهمه دورم واسه من زندگی سرده ...نکنه توهم غریبی کاش میشد اشکتو پاک کرد ...بمیرم توهم بریدی چه تبسم قشنگی ...وقتی به</description>
<pubDate>Sat, 12 Oct 2013 21:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title>نوشته های  ... </title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/35</link>
<description>بیرون پر است از هیاهو... اینجا احساس راحتی میکنم... هیچ کس اینجا نیست اما تو هستی و همین کافی... چقدر اینجا خلوت است انگار مردم با این مکان غریبه اند اما تا دلت بخواهد بیرون اینجا شلوغ است و مردم سرگرم... سرگرم به خرید... فریب... نگاه... گناه... آه... چقدر از با تو بودن احساس خوبی دارم ... ................................................................................... یادتونه سر کلاس تخته پاک کن رو خیس میکردیم میکشیدیم رو تخته فکر میکردیم خیلی تمیز شد</description>
<pubDate>Thu, 31 May 2012 15:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title>دفتر عشـــق كه بسته شـد ...</title>
<link>https://000tanhatarin000.blogfa.com/post/34</link>
<description>دفتر عشـــق كه بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونیكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت</description>
<pubDate>Tue, 15 May 2012 15:35:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>000tanhatarin000</dc:creator>
<guid>000tanhatarin000.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
</channel>
</rss>
